تبليغاتX
لطفا کسی به گیجی من اعتنا کند
این غزل و تقدیم می کنم به همه بچه های ناشنوا

میز و کلاس و تخته و بی انتها سکوت

کودک  نگاه مضطرب و سال ها سکوت

آمد کنار تخته سیاه و نگاه کرد

از ابتدا نوشته شده انتها سکوت

« غصه نخور شکوفه من آخرش که نیست

من با توام فرشته من پس چرا  سکوت؟

چشمان تو شبیه خدا حرف می زند

اینجا پر از سکوت و صدا شد صدا   سکوت

گچ در میان دست تو حرفی نمی زند

یک وقفه مانده فقط از تو تا سکوت»

میز و کلاس و تخته و لب ها شکفته شد

کودک نوشت جمله ای از مهر با سکوت

 

 

+ نوشته شده توسط مریم افضلی در شنبه بیست و چهارم شهریور 1386 و ساعت 20:20 |
همچنان از شعرهای قدیمی ام

بالاتر از ستاره رسیدم خدا نبود

گفتم که داد می زنم اما صدا نبود

بغضی خشن گلوی تو را می فشرد و من

بغضم گرفته بود عجیب و هوا نبود

دستم به شانه های تو نه نه نمی رسید

 ای کاش سد فاصله از ابتدا نبود

لعنت به جاده ها که به پایان نمی رسند

لعنت به من به من که صدایم دعا نبود

بغضت شکست بغض خدا هم شکسته شد

این گریه ها برای دلم آشنا نبود

لطفا کسی به گیجی من اعتنا کند

قبلا چرا حضور خدا بین ما نبود؟

اما ردیف این غزل من چه می شود

آخر خدا کنار شما بود یا نبود؟

+ نوشته شده توسط مریم افضلی در یکشنبه هجدهم شهریور 1386 و ساعت 9:54 |
امسال هم که سال عجیبی است با شما

فرقی نمی کند که بمانم و یا جدا

از تو تمام ذهن خودم را ورق ورق

پاره کنم و یا بنویسم بیا بیا

آنقدر هم که دور خودم را تنیده ام

با شعر خام و فکر و خیال و خدا خدا

دیگر نمانده حرفی و عشقی برای تو

بیهوده روبه روی منی مرد بیصدا

اما تو ونگاه غریبی شبیه ابر

سنگینی اتاق و سکوتی میان ما

مثل خوره تمام مرا نقش می زند

نه...فرق می کند که بمانی شما و یا

تنها شوم بدون تو و هی فقط غزل

پاره کنم و یا بنویسم نرو ... بیا

+ نوشته شده توسط مریم افضلی در شنبه دهم شهریور 1386 و ساعت 14:44 |
حتی کمی به چهره بازش نمی رسد

شلوار او به قد درازش نمی رسد

با آن صدای خوب و نفس های دلنشین

حسی به سیم آخر سازش نمی رسد

چشمان خیس و خسته او بر سر گذر

دیگر به داد سوز و گدازش نمی رسد

باران گرفته است زمان آب می رود

فرصت برای رفع نیازش نمی رسد

از حاصل تلاش همین روز رفته هم

پولی به قدر نان و پیازش نمی رسد

شب شد دوباره خستگی از پا در آمده

دست جوان به زخمه سازش نمی رسد

+ نوشته شده توسط مریم افضلی در پنجشنبه یکم شهریور 1386 و ساعت 11:30 |