تبليغاتX
لطفا کسی به گیجی من اعتنا کند

با پاکتی که پر شده از سیب های زرد

بی کت  کلاه  زمستان  هوای سرد

در امتداد کوچه کش آمد قدم زنان

در خاطرات زنده فرو رفت پیر مرد

خانه همان سرای قدیمی شبیه قبل

همسایه ها تجسم مهر و نشان درد

جوی میان کوچه و زنگ در حیاط

خیره شد و به پنجره هایش نگاه کرد

بی پرده و کثیف و شکسته و نیمه باز

کج خنده ای نشسته به لب های هرزه گرد

تنهایی و سکوت و اتاقی پر از نیاز

یک زخمه و سه تار قدیمی دوای درد

حال و هوای خلسه ای و یاد خاطرات

بشقاب های پر شده با سیب های زرد

 

+ نوشته شده توسط مریم افضلی در جمعه بیست و سوم فروردین 1387 و ساعت 16:52 |