تبليغاتX
لطفا کسی به گیجی من اعتنا کند -
با نگاه مهتابی یک کلاه آبی رنگ

کیف چرمی ساده تا هزارها فرسنگ

رفته بود و می دانست در تمام این دنیا

یک زمین گردی هست آسمان آبی رنگ

هر کجا قدم می زد خوب خوب می دانست

آسمان همین رنگ است بر زمین پر نیرنگ

کوچه ها پر از گل بود آسمان بارانی

بغض چکمه اش ترکید در کنار چندین سنگ

پای او به گل ماند و هر کسی که رد می شد

طعنه ای به او می زد. «مردمان بی فرهنگ!»

سر بر آسمان برداشت پشت شاخه ی کاجی

یک کلاغ افسرده با صدای بد آهنگ

کیف چرمی اش را باز روی دوش خود انداخت

راه جاده ای در پیش صد هزارها فرسنگ

+ نوشته شده توسط مریم افضلی در سه شنبه یکم بهمن 1387 و ساعت 19:6 |